السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )

94

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )

مىكشى و راحت مىشوى ! » . « 1 » مىخواهد بگويد : نفس من هر وقت در كشاكش جنگ و مواقف خطرناك متزلزل مىشد او را قانع مىكردم كه : ثابت قدم باش ؛ اگر كشته شدى مردم تو را خواهند ستود كه ثابت قدم بوده‌اى و از ميدان جنگ فرار نكرده‌اى و اگر هم دشمن را كشتى آرام و راحت شده‌اى و به آرزوى خود رسيده‌اى و در هر حال پايدارى براى تو بهتر است . حالا منطق بالا را مقايسه كنيد با منطق قرآن كه منطق تعقل است : بگو جز آن‌چه خدا بر ما نوشته ، به ما نمىرسد ؛ خدا مولى و سرپرست ماست و مؤمنان بايد بر خدا توكل كنند [ به دشمن ] بگو : جز اين است كه شما يكى از دو سرنوشت را كه هر دو نيك است براى ما انتظار داريد ؟ و ما مترصديم كه خداوند از طرف خودش و يا به‌دست ما بر شما عذاب فرستد ، شما مترصد باشيد كه ما همراه شما مترصديم . « 2 » اين منطق مىگويد : امر سرپرستى و يارى ما با خداست . ما از خوبىها و بدىهايى كه به ما مىرسد جز آن نمىخواهيم كه به خاطر تسليم در برابر خدا و التزام به دين او به ما اجر و پاداش دهد : هرچه تشنگى و سختى و مخمصه و گرفتارى در راه خدا به جنگجويان مسلمان برسد ، يا هر گامى بردارند كه خشم كافران را برانگيزد ، يا هر چيزى كه از دشمن به آنها برسد ، در برابر همهء اينها براى ايشان عمل صالح نوشته مىشود ؛ خدا اجر نيكوكاران را تباه نمىسازد . هر انفاق كوچك و بزرگى كه بكنند و هر دشتى را كه بپيمايند ، براى ايشان پاداش نوشته مىشود ، تا خدا در برابر بهترين عملى كه انجام

--> ( 1 ) . و قولى كلما جشأت و جاشت مكانِك تُحمدى او تستريحى ( 2 ) . « قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَنْ يُصِيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَيْدِينا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ » توبه ، آيه 52